تاریخ امروز۱۴۰۰/۰۸/۰۵
هوش هیجانی

هوش هیجانی ، چیزی که شما را موفق می‌کند

شاید شما هم جزو  آن دسته از افرادی باشید که آی‌کیو را مهم‌ترین عامل موفقیت یا شکست یک فرد تلقی می‌کنید و معتقدید فردی که ضریب هوشی بالایی داشته باشد، تمام درهای خوشبختی به رویش باز است و می‌تواند قله‌های موفقیت را یکی یکی طی کند. اما درست نیست و برای به چالش انداختن این گزاره مثال‌های متعدد از افرادی وجود دارد که با وجود استعداد بالا نتوانسته‌اند به قله‌های بالاتر راه یابند. هوش هیجانی یا عاطفی مهم‌ترین چیزی است که یک فرد می‌تواند برای بقا داشته باشد.

یعنی اگر به شما بگویند بین آی‌کیو و هوش هیجانی باید یکی را انتخاب کنید، بهتر است که آن هوش هیجانی باشد. در این مقاله ویزیتل می‌خواهیم از هوش هیجانی بگوییم. از این‌که چرا مهم است و باید به آن بیشتر توجه شود. با ما همراه باشید و اگر سوالی نیز داشتید، می‌توانید از مشاوران ما بپرسید.

هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی

به یک مدیری فکر کنید که کارمندانش او را دوست دارند و از روزی که به شرکتش آمده ارتباط خوبی با دیگران داشته است. به نظر شما مهم‌ترین چیزی که این مدیر باید داشته باشد، چیست؟ توانایی حل بحران و بهبود رتبه شرکتش حتی پس از ناکامی‌های مالی و ورشکستگی است؟ یا انسجام عاطفی و روانی کارمندانش به کار و به یکدیگر؟

به نظر شما چه چیزی باعث می‌شود که این مدیر شرکتش را متبحرانه از مهمترین پیچ‌های تاریخی بگذراند و از هر گردنه‌ای به‌سلامت عبور دهد؟ مهمترین داشته برای یک فرد، داشتن هوش هیجانی بالاست که می‌تواند تصمیمات مهم زندگی‌اش را بدون دستپاچگی و به‌دور از هرگونه تعصبی بگیرد.

اما این مدیر که اسمش آلن است مشکلاتش پس از شیوع کرونا و تعطیلی بنگاه‌های صنعتی و کاهش درآمدزایی شرکت شروع می‌شود. او نمی‌تواند عذر کارمندانش را بخواهد و برای این‌کار از فرد دیگری کمک می‌گیرد. شاید با خود فکر کنید که این‌کار ناراحت‌کننده است و هر کسی نیز از عهده آن برنمی‌آید اما باید بدانید که آلن مدیر است و در صورت نیاز نیز باید بتواند تعدادی را از کار اخراج یا تعدیل کند.

آلن برای روزهای سخت آماده نیست و عصبی می‌شود و استرس می‌گیرد. او نمی‌تواند خارج از کادر و چارچوب ذهنی خود فکر کند. اما این به‌معنای نداشتن هوش هیجانی نیست بلکه نشان می‌دهد آلن چند تا از مهارت‌های هوش هیجانی را ندارد. یک مدیر زمانی می‌تواند کارآمد و توان‌مند باشد که در هر شرایطی تعادل را رعایت کند. هم بتواند در شرایط سخت در کنار کارمندانش بایستد وهم در شرایط آسایش. باید توانایی ابراز احساساتش را داشته باشد.

هوش هیجانی

از مثال بالا می‌خواهیم به یک تعریف از هوش هیجانی برسیم؛

EI در واقع همان چیزی است که باعث می‌شود هر فرد فارغ از جنسیت، شغلی که دارد یا درسی که می‌خواند، درست رفتار کند. به‌موقع احساساتش را بروز دهد، اعتراض کند، نظرش را به‌دور از توهین و در کمال ادب منتقل کند و به‌صورت کلی خردمندانه رفتار کند.

Emotional intelligence تعریف قلنبه سلمبه‌ای ندارد و اغلب در زبان عامیانه به هوش عاطفی نیز شناخته می‌شود. هوش اجتماعی بر چهار حوزه متمرکز است؛ خودآگاهی، خود مدیریتی، آگاهی اجتماعی و توانایی مدیریت رابطه.

با وجود اینکه هوش هیجانی بسیار مهم است اما اولین بار در سال ۱۹۹۰ دو روانشناس به نام‌های جان مایر و پیتر سالووی از این اصلاح برای تمایز میان افراد استفاده کردند. به باور این دو افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، می‌توانند نظارت و پایشی بر احساسات و هیجانات خود و دیگران داشته باشند و آن‌ها را تفکیک دهند و در نهایت از این اطلاعات در جهت تفکر و رفتار مناسب با دیگران استفاده کنند.

در واقع افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند می‌توانند مدیریت تعارضات داشته باشند و در کار گروهی الهام‌بخش و بلندپرواز باشند. شاید آلن در نگاه دیگران یک مدیر توان‌مند باشد اما او از هوش هیجانی پایینی رنج می‌برد که به او در شرایط سخت، آسیب می‌زند.

روانشناسان هوش هیجانی را مهمترین مولفه برای موفقیت یک فرد در روابط خانوادگی، کاری، دوستی و حتی عاطفی می‌دانند. آیا شما تا به‌حال به این موضوع فکر کردید که ممکن است بسیاری از شکست‌های عاطفی‌تان به دلیل پایین بودن هوش اجتماعی باشد؟ شاید لازم است در این خصوص از مشاوران ویزیتل کمک بگیرید.

مولفه‌های هوش هیجانی

هوش هیجانی

در بخش قبل اشاره کوتاهی به مولفه‌های هوش هیجانی شد. در این بخش می‌خواهیم از این مولفه‌ها بیشتر بگوییم. پس همچنان با ما همراه بمانید.

خودآگاهی

از خودآگاهی چه می‌دانید؟ فکر می‌کنید به چه معناست؟ به‌صورت کلی خودآگاهی به معنای توانایی درک عواطف خود است. عواطف و احساسات هر شخص بخش مهمی ازمقوله هوش هیجانی را چه درعمل و چه در محافل آکادمیک و روانشناسی به خود اختصاص می‌دهد.

هر وقت بتوانید احساسات خود را به‌خوبی شناسایی کنید، در واقع گام مهمی در جهت شناسایی احساس و احوال دیگران برداشته‌اید. برای شناخت بهتر احساسات باید «نظارت» بر آن‌ها افزایش یابد. افرادی که بر احساسات خود ناظر هستند، علاوه بر شناخت «علت» هر احساسی، می‌تواند ارتباط بین «چیزهایی» که مسبب آن احساس شده را شناسایی کند.

در این‌صورت است که افراد نقاط ضعف و قوت خود همچنین محدودیت‌هایی را که دارند، می‌شناسند و در تعاملات خود با دیگران از آن‌ها آگاهی دارند. شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که برخی از محدودیت یا نقاط ضعف خود جوک می‌سازند. این افراد باعث می‌شوند که هیچ‌کسی نتواند از نقاط ضعف آن‌ها استفاده ابزاری کند. در واقع آن‌ها با این‌کار به افراد دیگری نیز می‌آموزند که چگونه خودشان را درک کنند و بر محدودیت‌های‌شان آگاه شوند.

چگونه بر احساسات‌مان آگاهی پیدا کنیم؟ با دو کار. اول؛ دفترچه خاطرات داشته باشید و وقایعی که شما را خوشحال یا ناراحت می‌کند بنویسید. دو؛ هنگام تجربه احساسات با شدت و حدت بالا مثلا گریه آهسته آهسته واکنش خود را کم کنید. به حرف کسانی که می‌گویند هیس آرام گریه کن تا کسی صدایت را نشنود، گوش ندهید. برو‌‌ن‌ریزی احساسات یکی از مهم‌ترین ابزارهای سنجش سلامت روانی افراد است.

هوش هیجانی مهمترین مولفه موفقیت یک فرد است. در اطراف‌مان افرادی وجود دارند که بهره هوش بالایی دارند اما در نهایت نتوانست با دیگران ارتباط بگیرند از این‌رو گوشه گیر شده‌اند.

در قسمت‌های قبلی به اهمیت هوش هیجانی پرداختیم و از موضوع مهم خودآگاهی گفتیم. در این سال‌هایی زندگی کرده‌اید، چقدر خودآگاهی را جدی گرفتید؟ آیا تا به حال دفترچه خاطرات داشته‌اید؟ ما می‌توانیم در این زمینه به شما کمک کنیم.

خودمدیریتی

در برخی منابع روانشناسی به جای خودمدیریتی، خود تنظیمی هم نوشته شده است. به‌نظر می‌رسد تعریف‌ش از خود واژه مشخص باشد، به‌این معنا که افراد توانایی کنترل احساسات خود را در شرایط مختلف دارند.

آیا تا به‌حال به چهره ولادمیر پوتین، رییس جمهور روسیه توجه کرده‌اید؟ صورت او در هر حالتی که باشد یک میمیک مشخص دارد؛ احساساتش را نمی‌توان از چهره‌اش فهمید. او به‌عنوان یک رییس جمهور باید توانایی مدیریت خود را داشته باشد تا بتواند در هر شرایطی بهترین تصمیم را بگیرد.

خودمدیریتی نیز همین است. البته نباید آن‌را با «پوکر فیس» بودن اشتباه گرفت. اما افراد فارغ از نقشی که به عنوان مادر یا مدیر دارند باید بتوانند بر احساسات‌شان مدیریت داشته باشند؛ نه این‌که آن ‌را نادیده بگیرند بلکه مدیریت داشته باشند تا همچنان بتوانند تصمیمات به‌دور از احساسات و با عقل و منطق بگیرند. این بخش مهمی از هوش هیجانی است.

چگونه خود را مدیریت کنیم؟

هوش هیجانی

  • بدانید هیچ‌چیز تا همیشه باقی نمی‌ماند. بنابراین اگر امروز بابت اتفاقی ناراحت هستید، فردا بابت اتفاق دیگری خوشحال می‌شوید. در این‌صورت می‌توانید مدیریت بهتری بر خود داشته باشید.
  • چیزی که امروز برایتان مهم است ممکن است فردا ارزشش را از دست بدهد. در واقع آن چیزی که هیچ‌وقت از ارزشش کم نمی‌شود خود شما هستید.
  • آرام رفتار کنید؛ فرض کنید در خیابان تصادف کرده‌اید و راننده ماشین جلویی که به او زدید با عصبانیت از ماشین پیاده شده است. اگر شما هم مانند او داد و بیداد کنید هیچ‌وقت به نتیجه نمی‌رسید و ممکن است کار به جاهای باریک برسد. به‌جای این‌که عصبانی شوید، با آرامش به پلیس زنگ بزنید تا سر صحنه تصادف بیاید.
  • بنویسید که چه‌زمانی عصبانی شدید و برای چه‌موضوعی بوده است. در این‌صورت بهتر می‌توانید دلایل عصبانیت‌تان را پیدا کنید.

 

مهارت و آگاهی اجتماعی

مولفه دیگر هوش هیجانی را در این قسمت قرار است بررسی کنیم. پس از اینکه توانستید بر احساسات خود آگاهی پیدا کنید، می‌توانید احساسات دیگران را نیز بشناسید و آن‌ها را درک کنید. این مهارت وقتی به کمک‌تان می‌آید که مسائل را نه از دید خودتان، که از دید سایرین ببینید. با آن‌ها احساس همدلی کنید.

بی‌توجه نباشید و از کنار مسائل ساده‌ای مانند زمین خوردن یک فرد در خیابان به‌سادگی نگذرید. این امر در محل کار نیز به‌کمک‌تان می‌آید. اگر شما رهبر یک گروه باشید، احساسات افراد گروه‌تان را در شرایط سخت و دشوار درک می‌کنید و به‌واسطه همین درک متقابل رهبر توان‌مندی می‌شوید.

 

توانایی مدیریت رابطه

مدیریت روابط به‌خصوص بین دو فرد که تا پیش از محل کار، مدرسه، دانشگاه و… با یکدیگر غریبه بوده‌اند و قرار است مدت زمان زیادی را با هم بگذرانند، از دیگر مولفه‌های هوش اجتماعی و البته اندکی نیزسخت است. فرض کنید به‌تازگی به شرکتی وارد شدهاید و قراردادی ۵ ساله نیز دارید.

به ‌این معنا که تا ۵ سال آینده در کنار افرادی کار می‌کنید که عملا هیچ شناختی از آن‌ها ندارید. بنابراین باید هرطور که شده روی روابط خود با آن‌ها کار کنید تا به دردسر نیوفتید. این مولفه هوش هیجانی را پس از طی سه مولفه دیگر می‌توانید به‌کار گیرید. یعنی اول خودتان و احساسات‌تان را بشناسید، خودتان را مدیریت کنید و مهارت‌های اجتماعی‌تان را بالا ببرید در نهایت نیز می‌توانید روابط خود را توسعه دهید و حتی آن‌ها را ماندگار کنید.

هوش هیجانی

مهم‌ترین چیزی که باید به‌یاد داشته باشید این است که خودتان را جای دیگران بگذارید نه این‌که با هر برخوردی از جانب دیگران سریع واکنش نشان دهید و همه تقصیرات را به گردنشان بیندازید. شاید آن‌ها روز سختی داشتند. البته که این توجیح خوبی برای برخورد نامناسب با دیگران نیست. اما اگر کسی روز بدی داشته باشد یا از مسئله‌ای ناراحت باشد، پس از برخورد بدش از شما عذرخواهی می‌کند. چرا که او نیز به دنبال مدیریت خود و بهبود روابط اجتماعی‌اش است.

در ویزیتل بخوانید
توسعه برند شخصی و اهمیت آن در بازاریابی

نشانه‌های هوش هیجانی پایین چیست؟

هوش هیجانی

شاید در اطرافتان افراد زیادی باشند که با وجود تحصیلات بالا و نمرات خوب در مدرسه و دانشگاه هنوز نتوانسته‌اند کار مناسبی پیدا یا آن‌طور که باید از استعدادهای‌شان استفاده کنند. شاید با خود بگویید این دسته از افراد هیچ کاری را برای خود مناسب نمی‌بینند.

در این‌جا باید این موضوع را بگوییم که شما نتوانسته‌اید از مولفه خودآگاهی اجتماعی به‌درستی استفاده کنید و یک مسئله را تنها از دید خود قضاوت کردید. اما نشانه‌های پایین بودن هوش اجتماعی تنها در خانه‌نشینی نیست. بلکه در این است که شما حتی نتوانید احساسات‌تان را بروز دهید یا حدود افراطی از احساساتی را داشته باشید.

به‌عنوان مثال بسیار زود عصبانی شوید یا اضطراب زیاد و غیرقابل کنترلی داشته باشید. توانایی دفاع از کارها، ایده‌ها و به‌طور کلی هر آنچه انجام می‌دهید را ندارید و نگرانید که قضاوت شوید. شاید بهتان بربخورد اما روی درستی یک موضوع هرچند نادرست پافشاری می‌کنید و حاضر نیستید اشتباهات خود را بپذیرید. مدام در حال توضیح به دیگران هستید چرا که فکر می‌کنید آن‌ها منظور شما را درست متوجه نمی‌شوند یا دوست ندارند متوجه شوند. مسبب همه بدبختی‌ها و سختی‌هایتان، دیگران هستند نه شما.

هوش هیجانی

تا اینجا تقریبا چیزهای مهمی که یک فرد از هوش هیجانی باید بداند، نوشتیم. اما سوالی که از شما می‌پرسیم این است که تا چه‌اندازه در زندگی‌تان فرد با هوش اجتماعی بالایی بوده‌اید؟ چقدر نسبت به مسائل با دیدی باز و به‌دور از تعصب نگاه کردید؟ تا به حال دیگران مخصوصا والدین خود را مقصر تمام ناکامی‌ها دانسته‌اید یا می‌دانید؟ شاید زمان آن رسیده که قدری روی هوش هیجانی خود تمرکز کنید. برای این‌کار می‌توانید روی ویزیتل حساب کنید.

 

کاربردهای هوش هیجانی

هوش هیجانی

به قسمت هیجان‌انگیز این نوشتار رسیدیم و آن کاربردهای هوش هیجانی است. شاید پیش خود فکر کنید که این‌همه سال از زندگی‌تان گذشته و تاکنون مشکلات زیادی نیز به‌واسطه پایین بودن هوش هیجانی داشته‌اید اما دارید زندگی‌تان را می‌کنید و برای‌تان سخت است که بر احساسات‌تان آگاه و شاید هم بی‌خیال همه‌چیز شوید. اما شما قرار است باز هم زندگی کنید، سرکار بروید و فرزندان‌تان را تربیت کنید.

اگر هوش هیجانی پایینی داشته باشید نمی‌توانید از پس تربیت نسل‌های آتی برآیید. هوش هیجانی به شما کمک می‌کند که انگیزه خود را بالا ببرید. نگذارید احساسات منفی و طعنه و کنایه دیگران بر شما تاثیری داشته باشد. از بروز بحران‌های خانوادگی و کاری جلوگیری کنید و توانایی مدیریت خود و دیگران را داشته باشید. اگر کاری را اشتباه انجام می‌دهید از آن درس بگیرید و نگذارید دیگران آن را مایه تمسخر خود قرار دهند. در صورت موفقیت کسی به آن تبریک بگویید. در این‌صورت احساسات زودگذری مانند حسادت بر شما غلبه نمی‌کند.

چگونه هوش هیجانی خود را بهبود بدهیم یا آ‌ن ‌را مدیریت کنیم؟

در قسمت‌های قبل، به مولفه‌های هوش هیجانی به طور مفصل پرداخته شد. راه تقویت و بهبود هوش هیجانی نیز در گرو به‌کار بستن همان مولفه‌ها هستند. در واقع برای بهتر شدن هوش اجتماعی و در نهایت موفقیت در کار و درس و هر چیز دیگری لازم است در رفتار خود بیشتر دقت داشته باشد.

به‌عنوان مثال زمانی که بیش از حد استرس دارید، یک لیوان آب بنوشید و کنترل احساسات خود را در دست بگیرید و ایمان داشته باشید که توانایی خروج از شرایط استرس را به‌تنهایی دارید.

در ابتدا به این فکر کنید که چرا استرس دارید؟ ایا استرس توانایی شما برای «درست و در قاعده» فکر کردن را گرفته است؟ آیا استرس شما بر سایرین نیز تاثیر دارد؟ می‌دانیم شرایط برای سنجش این سوالات سخت است اما باید به آن فکر کنید و توانایی خود و دیگران را در آن شرایط بسنجید. این امر به‌خصوص برای مدیران بسیار حیاتی است.

هوش هیجانی

چرا که اگر آن‌ها استرس داشته و نتوانند درست فکر کنند، در نهایت کسب‌وکار و شرکت نیز از مسیر اصلی خود منحرف می‌شود. در واقع مدیریت استرس اولین گام برای بهبود هوش هیجانی است. شاید با خود بگویید چگونه؟ علم روانشناسی نشان داده که واکنش احساسی شما به شرایط، احتمالا انعکاسی از تجربه اولیه زندگی شما است.

مثلا ممکن است در کودکی والدین‌تان بیمار شده باشند و شما از بیماری هر کسی استرس بیش از حد بگیرید. یا در خانواده طلاقی رخ داده که شما از ازدواج می‌ترسید. پس اول منبع و منشا احساسات خود را پیدا کنید. سخت نیست. کافی است قدری در احوالات خود دقیق‌تر شوید. خاطرات‌تان را بنویسید و به محض مشابهت در احساسی که برای یک رخداد خاص دارید، دقیق‌تر شوید تا ببینید برای چه استرس می‌گیرید، ضربان قلب‌تان بالا می‌رود و نفس کشیدن برای‌تان دشوار می‌شود.

در این قسمت می‌خواهیم به این سوالات پاسخ دهید. این تمرین را پس از هر بار تجربه احساسی از خود بپرسید. آیا احساس شما در مواجه با بیماری یا طلاق یکسان است؟ ایا همراه با استرس خود درد در شکم، قفسه سینه یا صورت دارید؟ آیا احساسات‌تان از صورت‌تان معلوم است؟

مثلا چهره‌تان برافروخته می‌شود یا خیر؟ آیا احساساتی که تجربه می‌کنید به اندازه کافی بزرگ هستند که دیگران نیز متوجه آن‌ها شوند؟ آیا احساسات‌تان بر تصمیم‌هایی که می‌گیرید تاثیر دارند؟ در تصمیم‌گیری عجول می‌شود؟ اگر برای پاسخ سردرگم شده‌اید، مشاوران ویزیتل در زمینه هوش هیجانی و بهبود آن به شما کمک می‌کنند.

 

تاثیر هوش هیجانی بر کسب‌وکار

هوش هیجانی

در قسمت ابتدایی آلن که یک مدیر بود را مثال زدیم. او با وجود اینکه نقش رهبر و راهنمای یک شرکت را بر عهده دارد اما در مواردی نیز نمی‌تواند آن‌گونه که باید مدیریت خوبی از فضای شرکت و کسب‌وکارش داشته باشد. بیایید با همین مثال به سراغ نقش هوش هیجانی در کسب‌وکارها برویم.

هیچ‌کس در هیچ‌جای دنیا از تاثیر هوش هیجانی بر شرایط کاری غافل نیست. همانطور که در قسمت‌های قبلی نیز به آن اشاره شد، هر کاری که نیازمند ارتباط با دیگران باشد به هوش هیجانی نیاز دارد. چرا که احساسات انسان‌ها غیرقابل پیش‌بینی است و ممکن است با هر رخدادی یک رفتار خاصی بروز کند.

شما برای بهبود وضعیت کسب‌وکارتان اول باید شنونده خوبی باشید تا افراد احساسات خود را به شما بگویند. در این‌صورت می‌توانید ناخدای خوبی نیز برای کشتی‌تان باشید. یعنی اگر مدیری از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشد، توانایی اعتمادسازی در محیط کار را راحت‌تر انجام می‌دهد در این‌صورت در روابط کاری با سایرین نیز دچار چالش‌های ریز و درشت نمی‌شود.

نتیجه‌گیری

هوش هیجانی
هوش هیجانی تمام آن‌چیزی است که شما برای ادامه زندگی همچنین ارتقا یا بهبودی سطح سلامت روان‌تان نیاز دارید. هوش هیجانی می‌توانند بر زندگی شما تاثیر خیره‌کننده‌ای داشته باشد و سطح رضایت‌مندی را بالا برد. برای مدیریت آن نیز نیاز به کارهای خارق‌العاده‌ای نیست.

تنها لازم است چند کار را انجام دهید؛ نکته‌بین باشید. در زمان استرس تصمیم نگیرید. به پیشینه احساسات‌تان به‌خصوص خشم و غم و استرس فکر کنید. هیچ‌وقت موضعی تهاجمی و به‌دور ازعقل و منطق نگیرید. به‌یاد داشته باشید که همه‌چیز تغییر می‌کند و تا شما تغییر نکنید اوضاع زندگی‌تان نیز به همین منوال خواهد بود.

 

شما برای‌مان از ابعاد هوش هیجانی بگویید؟ آیا کسب‌وکاری را می‌شناسید که مهم‌ترین مولفه استخدامی آن بالا بودن توان برقراری ارتباط با دیگران است؟ آیا تا به‌حال به افرادی فکر کردید که توانایی ارتباط با دیگران را ندارند و به‌همین دلیل منزوی هستند؟

می‌توانید دیدگاه و نظرات خود را با ویزیتل در میان بگذارید یا برای آگاهی بیشتر از موضوع هوش هیجانی با مشاوران و متخصصان ما تماس بگیرید.

اشتراک‌گذاری

تیم محتوای ویزیتل، در تلاش است تا با ارائه‌ی بهترین و به‌روزترین محتواها در حوزه‌ی کسب و کار و سلامت، نیاز شما را برطرف کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *