تاریخ امروز۱۴۰۰/۰۸/۰۵
روانشناسی تبلیغات

روانشناسی تبلیغات ؛ همه چیزهایی که برای جذب ذهن مخاطبتان باید بدانید

برای پیدا کردن جواب این‌که روانشناسی تبلیغات چیست؟ باید از تجربه‌های شما شروع کنیم. آیا می‌دانستید تبلیغاتی که می‌بینید، به‌عنوان مثال روی بیلبوردهای خیابان، در تلویزیون یا در کانال‌های تلگرامی و اینستاگرامی، کاملا در جهت اغوای شما به نگاه کردن و شاید هم خرید کردن محصول مورد نظر و بر اساس معیارهای روانشناسی است؟

رنگی که تبلیغ‌کنندگان استفاده می‌کنند یا دکوری که ساخته‌اند برای القای حس خرید به شما است. وقتش رسیده که به تغییرات بسیار زیادی که دنیای تبلیغات طی دهه‌های اخیر به خود دیده، فکر کنید و ببینید تبلیغ تا آن اندازه مهم شده است ‌که شرکت‌های سازنده آگهی‌های تبلیغاتی برای بهتر دیده شدن کاری که می‎سازند، از روانشناس کمک می‌گیرند.

روانشناسی تبلیغات

آخرین باری که من تحت تاثیر یک ایده تبلیغاتی قرار گرفتم، در حال رد شدن از خیابان انقلاب بودم که چشمم به ویترین یک مغازه کتاب‌فروشی افتاد. در ویترین دو آدمک که جدیدترین کتاب آن نشر را در دست داشتند، در حال مطالعه بودند. بی‌اختیار داخل رفتم و آن کتاب را خریدم. آن روز برای خرید کتاب دیگری به خیابان انقلاب رفته بودم اما محسور آن ویترین و شدم هدف خود را فراموش کردم. این اتفاق به دلیل استفاده بسیار به‌جا از روانشناسی تبلیغات برای ترغیب افراد به کتاب‌خوانی بود.

اما روانشناسی تبلیغات محدود به کتاب‌فروشی‌ها یا فروشگاه‌های مواد غذایی نمی‌شود. در این مطلب ویزیتل قصد داریم تمام ابعاد آ‌ن‌ را بررسی کنیم و به شما نشان دهیم که روانشناسی در تمام ابعاد زندگی ما تاثیر دارد. با ویزیتل همراه باشید و اگر سوالی در این خصوص دارید، از مشاوران ما بپرسید.

روانشناسی تبلیغات چیست؟

روانشناسی تبلیغات

با مثالی که در قسمت قبل زده شد، روانشناسی تبلیغات را توضیح می‌دهم. روانشناسی تبلیغات ترکیبی از چند متغیر است که فرد تبلیغ‌کننده سعی می‌کند با استفاده از آن در شما گرایشاتی ایجاد کند که به خرید یا مصرف کالایش ترغیب شوید یا حداقل به فروشگاهش سر بزنید. به‌عنوان مثال شما روی بیلبوردهای اتوبان تبلیغ یک مرکز خریدی را می‌بینید که قرار است در یک تاریخ همه اجناسش را با تخفیف ۵۰ درصد بفروشد. در این‌صورت شما حتی اگر نیازی به آن کالا نداشته باشید، باز هم با خود فکر می‌کنید که سری به آن بزنید.

به یاد می‌آورم یک بار در تاکسی نشسته بودم که رادیو تبلیغی از یک چیپس پخش کرد. در آن تبلیغ پس از صدای خرد شدن چیپس زیر دندان تبلیغ‌کننده، دورتر از مقصد از تاکسی پیاده شدم و بدون اینکه هوس چیپس کرده باشم، آن ‌را خریدم. قطعا آژانس تبلیغاتی که این تبلیغ را آماده می‌کرد، می‌دانست به دلیل اینکه پخش در رادیو، نمی‌تواند تصویر و رنگ تبلیغ را منتقل کند، پس باید بر صدای خرد شدن چیپس‌ها تمرکز کرد. البته کارش را درست انجام داده بود چرا که من را به خرید چیپس ترغیب کرد.

پس از دیجیتالی شدن زندگی بشر، تبلیغات از تلویزیون و رادیو به بستر وب کشیده شد و شاید پربیراه نباشد اگر ادعا کنیم که پیش‌زمینه شناخت بیشتر اجناسی که می‌خریم، از طریق صفحات مجازی مانند اینستاگرام یا توییتر است و به‌واسطه عکس‌های دلفریبی که در این صفحات به نمایش می‌گذارند، دست به خرید می‌زنیم. این‌ها همگی روانشناسی تبلیغاتی است که می‌تواند بر هر فرد غیرقابل‌نفوذی تاثیر بگذارد.

در ویزیتل بخوانید
پادکست چیست؟ رادیو به سبک اینترنتی

چرا روانشناسی تبلیغات مهم است؟

روانشناسی تبلیغات

برای پی بردن به اهمیت روانشناسی در تبلیغات به سراغ مادربزرگ و پدربزرگ یا به صورت کلی بزرگان فامیل خود بروید و از آن‌ها بپرسید در زمان‌شان تبلیغات به چه نحوی بود؟ قطعا به شما می‌گویند «دهان به دهان» در این روش هر کسی که از خرید جنسی راضی بود، به دوستان و فامیل و آشنایان خود خرید از آن مغازه را تبلیغ می‌کرد.

شاید در خوب بودن جنس اجناس یا تنوع رنگی آن نیز کمی اغراق می‌کرد، اما در نهایت می‌توانست بر دوستان و آشنایانش تاثیر بگذارد و آن‌ها را به خرید ترغیب کند. این هم نوعی روانشناسی تبلیغات است که بزرگان فامیل در سال‌های دور انجام می‌دادند. شاید خودشان نمی‌دانستند که دارند از طریق ایده‌های روانشناسی بر ذهن مخاطبشان تاثیر می‌گذارند، اما این کار را می‌کردند.

در سال‌های دورتر به‌عنوان مثال صد سال پیش، تبلیغات را فردی به نام جارچی انجام می‌داد. شاید در فیلم‌ها دیده باشید که یک نفر داد می‌زند «روزنامه، روزنامه، حوادث امروز را بخوانید» شاید حادثه یا گزارش خاصی در روزنامه چاپ نشده باشد اما جارچی با این کار بر ذهن و روان مردم تاثیر می‌گذاشت تا روزنامه بخرند و آن‌را بخوانند.

تمام این مواردی که به‌عنوان مثال‌های کوچکی از روانشناسی تبلیغات مطرح شد، تاثیر بر اعصاب محیطی افراد و درگیر کردن‌شان برای تقاضا و استفاده از کالا و خدماتی است که شما ارائه می‌دهید. هر چند نمونه‌های این قسمت برای سالیان دور است اما باید بدانید که تبلیغ «دهان به دهان» یا همان «سینه به سینه» همچنان مهم‌ترین گزینه تاثیرگذاری بر افراد است. چرا که یک دوست می‌تواند تاثیری روانشناسانه بر دوستش بگذارد تا کالایی را بخرد.

به‌عنوان مثال اگر خواهر یا برادر شما بگوید فلان رستوران غذای خوبی ندارد، آیا باز هم آن غذا سفارش می‌دهید؟ خیر. چون نزدیکان شما تاثیر روانی بیشتری بر شما دارند تا سرآشپز. از «تاثیر نزدیکان بر تبلیغات» در قسمت‌های بعدی بیشتر می‌گوییم. با ما همراه باشید.

بهترین تبلیغی که در ذهن‌تان باقی‌مانده چیست و در کجا آن ‌را دیدید؟ آیا آن کالا یا خدمتی که تبلیغش شما را تحت تاثیر قرار داده بود، خریدید؟ با خودتان فکر می‌کنید که کسب‌وکارتان باید چه ویژگی داشته‌باشد که بتواند تاثیر بگذارد؟ برای پیدا کردن جواب این سوال می‌توانید از مشاوران ویزیتل کمک بگیرید.

 

تبلیغات در گذشته چگونه بوده است؟

روانشناسی تبلیغات

تبلیغات شکل و فرم زندگی افراد را تغییر داده است. می‌توان ادعا کرد از زمانی که انسان در غارها سکونت داشته و با نقاشی بر دیواره غارها به برقراری ارتباط اقدام می‌کرد، تا عصر حاضر که زندگی بدون اینترنت برای افراد استرس‌زاست، تبلیغات یکی از راه‌های برقراری ارتباط با سایرین بوده است. شاید با خود بگویید که نقاشی بر غارها چه تبلیغی می‌تواند داشته باشد؟ پیش از پاسخ به این سوال از شما می‌خواهم در اینترنت یک نقاشی مربوط به دوره غارنشینی را سرچ کنید.

آن‌ را خوب نگاه کنید. در اغلب آن تصاویری از پیروزی در جنگ‌ها و بازپس‌گیری خانه و کاشانه به چشم می‌خورد. بله آن‌ها تصاویری از خود را حکاکی می‌کنند تا نشان دهند چقدر در برخورد با دشمنان بی‌رحم هستند و تا چه اندازه به خانه و کاشانه اهمیت می‌دهند. این نیز نوعی روانشناسی تبلیغات است تا دشمنان یا افراد سایر قبیله حساب کار دست‌شان بیاید که این قبیله اهل مدارا نیست و در جنگ‌ها نیز پیروز خواهد بود.

اما پس از اختراع کاغذ همه چیز تغییر ماهیت داد که تبلیغات نیز جزیی از آن بود. افراد می‌توانستند با نوشتن روی کاغذها تاثیر بیشتری بر سایرین بگذارند. کاغذ برای نخستین بار در سال ۱۰۵ میلادی توسط تسای لون چینی و شاگردش اختراع شد. شاید برایتان جالب باشد که ایرانیان پس از چین شیوه ساخت و توسعه کاغذ را ایجاد کردند و تا مدت‌ها شهر سمرقند بزرگترین مرکز خرید و فروش کاغذ در جهان بود.

هر روز عده زیادی به این شهر می‌آمدند تا برای کار خود کاغذ تهیه کنند. البته امر «نوشتن» از همان روز خلقت بشر وجود داشته، چرا که انسان‌های اولیه نیز بر لوح‌های سنگی و دیواره‌های آهکی با استفاده از برخی خطوط می‌نوشتند.

با اختراع کاغذ افرادی نیز باید استخدام می‌شدند که روی این کاغذها بنویسند. بنابراین ایده تولید انبوه یک نوشته عملا موضوعیت نداشت چرا که ابزارهای آن وجود نداشت. تا اینکه یوهانس گوتنبرگ آلمانی که از او به عنوان اولین مخترع ماشین چاپ یاد می‌شود، توانست دستگاه چاپی با قابلیت جابه‎جایی حروف و با دقت بالا اختراع کند.

هر چند پیش از اختراع ماشین چاپی گوتنبرگ در میانه ۱۴۰۰ میلادی، مورخان دست‌نوشت‌های چاپی برای سال ۸۶۸ پیدا کرده بودند، اما اختراع این آلمانی زندگی در جهان و البته تبلیغات را دست‌خوش تغییر بزرگی قرار داد.

با شروع انقلاب دیجیتال در جهان، مسیر تبلیغات نیز تغییر کرد. تا همین ده سال پیش هر کارآفرین یا صاحب کسب‌وکاری سعی داشت هر چه زودتر قراردادی با رسانه‌های صوتی و تصویری مانند تلویزویون و رادیو ببندد تا تبلیغاتش را زودتر نشان دهند و به درآمد برسد. اما درسال‌های اخیر تبلیغات تنها صدا و تصویر نیست بلکه یک فعالیت روانشناسانه است. به همین دلیل افرادی که می‌خواهند برای کسب‌وکار خود تبلیغ بسازند، باید روانشناسی آن تبلیغ را بدانند روانشناسی تبلیغات اینجا مهم می‌شود.

در ویزیتل بخوانید
مهارت سخنرانی ؛ مهم‌ترین ابزار برای برقراری ارتباط با مخاطبان

تبلیغات چه تاثیری بر رفتار مصرف‌کننده دارد؟

روانشناسی تبلیغات

تحقیقات غیررسمی نشان می‌دهد که افراد به طور متوسط در هر روز نزدیک به پنج هزار آگهی می‌بینند. البته این عدد بستگی به میزان استفاده‌شان از فضای مجازی نیز دارد. اما تبلیغات محدود به اینستاگرام و … نمی‌شود و علاوه بر فضای مجازی کنار اتوبان‌ها یا در مجلات و حتی روزنامه‌ها نیز به‌چشم می‌خورد.

بارها در تصاویر تلویزیونی خانواده شادی را دیده‌اید که درکنار هم در حال پخت کیک هستند یا صبحانه‌ای مفصل می‌خورند. این آگهی که برای تبلیغ محصولات لبنی است، بر ذهن افراد و به‌خصوص افراد با سن و سال کم تاثیر می‌گذارد و هر بار که والدین‌شان به فروشگاه می‌روند، از آن‌ها می‌خواهند برای‌شان از آن نوع لبنیات بخرند.

مثال دیگر از تبلیغ موادغذایی برای کودکان می‌زنیم: همه ما با «تخم‌مرغ شانسی» آشنایی داریم. این محصول با به‌همراه داشتن جایزه، جایگاه خوبی میان کودکان و حتی نوجوانان داشت. در واقع برای ساختش از روانشناسی تبلیغات استفاده شده بود تا هر کس نه یکی بلکه چند عدد از آ‌ن‌ها را خریداری کند.

برای درک تاثیر روانشناسی تبلیغات بر رفتار مصرف‌کننده در ابتدا باید حوزه‌هایی که افراد در آن تبلیغ می‌بینند، مشخص شود؛ رادیو، تلویزیون، مجله، روزنامه، فضای مجازی و بیلبوردهای خیابانی نمونه‌هایی از تبلیغات است. اینکه در معرض کدام‌یک از انواع تبلیغات هستید، مهم نیست. آنچه مهم است، تاثیری است که آن‌ها بر ذهن و روان شما می‌گذارند. وقتی روانشناسی تبلیغات پا به عرصه تولید محتوای تجاری گذاشت، درصدد بود علاوه قوه تفکر، احساسات شما را نیز درگیر کند.

شرکت‌ها با این کارها توانستند در برهه‌هایی فروش محصولات تولیدی‌شان را افزایش دهند. برانگیختن احساسات یکی دیگر از مهم‌ترین مزیت‌های روانشناسی تبلیغات است که می‌تواند فروش را تا ۴۰ درصد افزایش دهد. به مثال کودکی که به مادرش خرید نوع خاصی از لبنیات را گوشزد می‌کند، دقت کنید. در آن تبلیغ نیز احساسات کودک از دیدن تبلیغ برانگیخته شد تا او از مادرش فقط همان نوع محصول لبنی را درخواست کند.

اما مثال‌ها به محصولات خوراکی محدود نمی‌شود، می‌توان برانگیختن احساسات را در تبلیغ محصولات خانگی مانند تلویزیون نیز مشاهده کرد. چندی پیش فیلمی از تبلیغ یک نوع تلویزیون منتشر شد که گویی بینندگان آن درون جنگل‌های آفریقا هستند و با حیوانات و حیات وحش آنجا فاصله کمی دارند. این تبلیغ  درصدد بود نشان دهد که  وضوح تصویر این برند بسیار بالاست. به گونه‌ای که علاوه بر به فکر وادار کردن افراد، می‌تواند احساس «زنده بودن» تصاویر را در آن‌ها زنده کند.

در این بخش شما برای ما از اثری که تبلیغات بر زندگی شخصی شما گذاشته، بگویید؟ آیا باعث شده کالایی را که حتی به آن نیازی ندارید تحت تاثیر تبلیغات بخرید؟ آیا خودتان کسب‌وکاری دارید که با خواندن همین چند خط به فکر بهره‌گیری از روانشناسی تبلیغات برای افزایش فروش آن بیفتید؟ پس وقت آن است از ویزیتل کمک بگیرید.

کدام برندها بیشترین تبلیغ را می‌سازند؟

روانشناسی تبلیغات

بر اساس آمار سال ۲۰۱۸ از میزان تبلیغات،  گوگل و فیس بوک به ترتیب با ۳۶.۸ و ۱۹ درصد، بیشترین سهم از کل آگهی‌های امریکا و البته دنیا را در اختیار دارند. همین آمار نشان می‌دهد که انتشار تبلیغ یک برند از این دو شرکت چقدر می‌تواند به درآمدزایی بیشتر و رشد گسترده‌تر آن شرکت، کمک کند.

اما این دو تنها آگهی‌های شما را نمایش می‌دهند. اگر آگهی‌ها خوب نباشد یا در آن از روانشناسی تبلیغات استفاده نشده باشد، عملا تاثیری بر فروش ندارد و چه بسا بازدیدکنندگان به این فکر بیفتند که بهتر است از این فروشگاه‌ها چیزی نخرند. تبلیغات پس از فراگیر شدن استفاده از اینستاگرام و توییتر نیز تغییراتی کرد.

به‌طوری‌که الان بیشتر تبلیغات را اینفلوئنسرها انجام می‌دهند. به‌عنوان مثال یک تولیدکننده کیف، از یک اینفلوئنسر می‌خواهد طرح کیف مدنظرش را برای او بفرستند. پس از دوخت نیز از آن فرد می‌خواهد آن را در صفحه مجازی خود تبلیغ کند.

هر چند شاید به نظر شما این کار یک اقدام ساده برای اطلاع‌رسانی باشد، اما سازنده کیف از طریق بهره بردن از روانشناسی تبلیغات به سایرین می‌فهماند که می‌توانند کیف‌های خود را شخصی‌سازی کنند. «شخصی‌سازی» یکی از مهم‌ترین ابزار روانشناسی تبلیغات برای فروش بیشتر است. چرا که مردم دوست دارند تک و بی‌همتا باشند.

اهمیت روانشناسی تبلیغات برای سیاست

روانشناسی تبلیغات

بر اساس گزارش خبرگزاری‌های داخلی کشور، تبلیغات برای نامزدهای انتخابات در کشور نیز روانشناسی می‌شود. البته این امر مختص به ایران نیست و در سایر کشورها نیز استفاده از سیاست‌مداران برای تبلیغ رواج دارد. جاستین ترودو، نخست وزیر کانادا در یکی از نشست‌های خود جوراب مخصوصی به پا داشت که روی آن طرح‌هایی کشیده شده بود.

بعدها خبرگزاری‌ها فاش کردند که این جوراب‌ها نوعی حمایت از یک جوان مبتلا به سندرم داون بود که جوراب‌هایی با طرح‌های رنگارنگ می‌دوخت. ترودو با این کارش درصدد حمایت از کسب‌وکار این فرد بود. این اقدام نخست وزیر کانادا باعث توجه بیشتر رسانه‌ها و مردم به افراد مبتلا به سندرم داون و کسب‌وکارها‌ی‌شان شد. اینکه این افراد آموزش‌پذیر هستند و می‌توان از آن‌ها در کارهای مختلف استفاده کرد و از پتانسیل‌های‌شان بهره برد.

تاثیر نزدیکان بر تبلیغات

روانشناسی تبلیغات

در قسمت‌های ابتدایی به تاثیری که نزدیکان بر تبلیغات می‌گذارند اشاره‌ای مختصر شد. در این قسمت می‌خواهیم از تاثیر آن‌ها بر فروش برندها بگوییم. شاید با خود فکر کنید که تاثیر نزدیکان بر تبلیغات تا چه‌اندازه می‌تواند برگرفته از روانشناسی تبلیغات باشد و چه ارتباطی به آن دارد؟ اما باید به این نکته توجه کنید که هر برندی روزی کوچک بوده و برای بزرگ شدن ابتدا بر اغوای نزدیکانش برای خرید محصولات متمرکز شده است.

نزدیکان و آشنایان شما بهتر از یک غریبه می‌توانند افکار شما را تغییر دهند و حتی افکار جدیدی را جایگزین افکار قدیمی کنند. به‌عنوان مثال شما غذای بیرون نمی‌خورید چرا که مطمئن نیسیتد با چه روغن و مواد اولیه‌ای پخته می‌شود. یکی از دوستان نزدیک شما تحت تاثیر یک آگهی تبلیغاتی رستورانی را پیشنهاد می‌دهد که تمام مواد اولیه آن ارگانیک است. شما تحت تاثیر سخنان دوست خود به آن رستوران رفته و حتی ممکن است مشتری ثابت آن‌جا شوید. چرا که یکی از نکاتی که آن‌ها در کار رعایت می‌کنند، دادن اطمینان خاطر به مشتری‌ها از بابت مواد اولیه است. این کارشان نشات گرفته از روانشناسی تبلیغاتی که جامعه مورد هدفش افراد وسواسی از لحاظ نوع تغذیه است.

در این بخش نمونه‌هایی از تاثیری که روانشناسی تبلیغات بر زندگی افراد و حتی سیاست‌مداران می‌گذارد، گفته‌ایم. شما کسی یا اتفاقی را به یاد می‌آورید که به نظرتان کاملا روانشناسی شده باشد؟ آیا کسب‌وکاری را می‌شناسید که با توجه ویژه به روانشناسی تبلیغات و البته روانشناسی تبلیغات تجاری توانسته باشد به فروش خوبی برسد و پس از مدتی نیز بر سر زبان‌ها بیوفتد؟ قصد دارید از این طریق خودتان هم به فروش خوبی برسید؟ پلتفرم مشاوره ویزیتل برای این کار در کنار شما است.

اثر روانشناسی تبلیغات بر سبک زندگی

روانشناسی تبلیغات

در این قسمت قصد داریم راه‌هایی را که تبلیغات بر زندگی شما اثر می‌گذارد، بیان کنیم. هر تبلیغی (که البته در شرایط فعلی بسیار سخت است بپذیریم تبلیغات بدون در نظر گرفتن مبانی روانشناسی شده است) طی یک فرآیند می‌تواند زندگی افراد را دگرگون کند. شما در ابتدا تبلیغی را می‌بینید. یکی از مثال‌هایی که تا بدین جا مطرح شد، درنظر بگیرید.

به‌عنوان مثال، تبلیغ تلویزیون؛ شما می‌بینید که این برند تلویزیون وضوح تصویری بالایی دارد. بنابراین سیستم عصبی شما درگیر شده و گرایشات مختلفی در ذهن شما شکل می‌گیرد. چون شما تجربه‌ای از تلویزیون‌های با وضوح بسیار بالا ندارید، دیدن این تبلیغ سیستم عصبی شما را به مدت طولانی‌تری درگیر می‌کند.

درنتیجه به این باور می‌رسید که این تلویزیون بهترین در بازار است و برای خرید آن برنامه‌ریزی می‌کنید. هر چند ممکن است در این بین اطرافیان‌تان بر این موضوع تاکید کنند که شما دچار پیش داوری شده‌اید و بهتر است برندهای دیگری را نیز بررسی کنید. اما شما به این صحبت‌ها توجهی نمی‌کنید و با هنر استفاده از زبان خود، حتی دیگران را متقاعد می‌سازید که این بهترین تلویزیون ممکن است.

در این بخش می‌خواهیم به نکته بسیار مهمی از روانشناسی تبلیغات بپردازیم و آن انتخاب سبکی برای «در ذهن ماندن» است. مثالی می‌زنیم، حتما این جمله را شنیده‌اید «هرگز نشه فراموش، لامپ اضافی خاموش». این استفاده از شعر و موسیقی در تبلیغ است که نوعی روانشناسی تبلیغ نیز به حساب می‌آید. برای بهتر دیده شدن تبلیغ و البته ماندگاری در ذهن مخاطب راهکارهای فراوانی وجود دارد. مانند شعر، موسیقی، صداهای خاطره انگیز مثل باران و گنجشک‌ها، استفاده از بازیگران و حتی خواننده‌ها، تصویربرداری در مکانی خاطره‌انگیز مانند سی و سه پل یا مزار حافظ. همه این‌ها استفاده از تکنیک‌های روانشناسی شده در تبلیغات است. ما در قسمت بعدی بیشتر به آن خواهیم پرداخت.

تکنیک‌های روانشناسی در تبلیغات

روانشناسی تبلیغات

در این قسمت چند استراتژی یا تکنیک برای تبلیغات را به شما نشان می‌دهیم که برندها یا کسب‌وکارهای مختلف از کوچک تا بزرگ آن‌ها را اجرا کرده‌ا‌‌ند. البته در ابتدا باید توجه داشت که استراتژی شرکت‌ها با یکدیگر متفاوت است. به‌عنوان مثال شرکتی که در زمینه تولید دارو فعالیت دارد استراتژی متفاوت‌تری از شرکت فعال در حوزه اسباب‌بازی کودکان ارائه خواهد داد. اما آنچه که برای هر دو مهم است، درگیر کردن مخاطب به‌وسیله تبلیغات است.

  • یکی از استراتژی‌ها روانشناسی تبلیغات به‌خصوص برای برندهای تولید اسباب‌بازی، «خلق شخصیت‌های بامزه با داستان‌های جذاب» است. نمونه این را می‌توان در داستان اسباب‌بازی‌ها همچنین عروسک‌های «والت دیزنی» مشاهده کرد. بر اساس یک آمار غیررسمی در زمان انتشار هر کدام از قسمت‌های داستان اسباب‌بازی، فروش عروسک‌های این مجموعه چند برابر می‌شد. هرچند صداگذاری‌های حرفه‌ای و البته جلوه‌هایی که روی این انیمیشن جذاب گذاشته شده بود نیز در افزایش فروش شرکت‌ها موثر بود.
  • استراتژی دیگر روانشناسی تبلیغات که برای مدت طولانی در ذهن مخاطب می‌ماند، اغراق بیش از اندازه در تبلیغ محصول است. مثلا تبلیغ یک نوع کرم ضد آفتاب به این صورت بود که شخصیت اصلی تبلیغ آن‌ را مصرف و به خورشید سفر می‌کرد. این سناریو از نظر علمی به‌هیچ وجه منطقی نیست اما تبلیغی است که می‌تواند تا مدت‌ها ذهن مخاطبان را درگیر کند که با استفاده از این کرم ضد آفتاب، می‌توانند در برابر اثرات اشعه فرابنفش و یو وی خورشید مصون بمانند.
  • یکی دیگر از استراتژی‌های روانشناسی تبلیغات، «توجه به گروه‌های خاص» است. به‌عنوان مثال یکی از اپراتورهای تلفن همراه طرح ثبت نام سیم‌کارت برای دانش‌آموزان ترتیب داده بود که البته با استقبال نیز روبرو شده بود. چرا که این نوع سیم‌کارت‌ها به والدین این اجازه را می‌دادند تا حضور فرزند خود در شبکه مجازی و فضای وب را کنترل و مدیریت کنند.
  • «استفاده از نمادها» نوع دیگر استراتژی روانشناسی تبلیغات به‌خصوص تبلیغات تجاری است. در این روش آژانس‌های تبلیغاتی روی نمادهای ویژه آن صنعت یا برندی که می‌خواهند تبلیغش کنند، تمرکز می‌کنند. فرض کنید اگر تبلیغ خودرو باشد، با برنده شدن در یک رالی با ماشین‌های پیشرفته، عنصر نماد را داخل تبلیغ می‌آورند.
  • ایجاد «احساسات گوناگون» نیز نوع دیگری از استراتژی تبلیغات است. در این روش به‌واسطه درگیر کردن احساسات افراد می‌توان برای استفاده از کالا یا خدمات آن‌ها را ترغیب کرد. نرمی و سبکی در نوع خاصی از پتو و بالشت شاید نمونه خوبی از درگیر شدن احساسات باشد.
  • «حل مشکلات و بهبود استفاده از کالا یا خدمات» نوع دیگری از روانشناسی تبلیغات تجاری است. نمونه آن نیز در ارائه خدماتی است که تاکسی‌های اینترنتی در روزهای قرنطینه و خانه‌نشینی کرونا می‌دهد. مجموعه این تاکسی‌ها با ارائه خدماتی نظیر دکتر، سفرهای فوری و ضروری، تاکسی برای افراد مبتلا و … علاوه بر استفاده راحت افراد از خدمات در دوران قرنطینه، تعداد استفاده‌کنندگان را نیز افزایش دادند.
  • «واقع‌گرایی». شاید با خود فکر کنید که واقعگرایی در تبلیغات تجاری معنایی ندارد. اما بر‌عکس؛ بیشتر تیم روانشناسانی که در میان بازاریابان کار می‌کنند، آن‌ها را به استفاده از افراد عادی و نه مدل‌های تبلیغاتی سوق می‌دهند. به باور این روانشناسان زمانی مردم با یک آگهی تبلیغاتی حس همزاد پنداری می‌کنند که آن‌را جزیی از خود بدانند. نه اینکه افراد زیبا و بدون عیب و نقصی را برای بازی در یک تیزر تجاری به صحنه آوریم.
آیا تا به‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید که اگر تبلیغی نبود، چگونه زندگی می‌کردیم؟ شاید مانند سریال آنشرلی با موهای قرمز یا قصه‌های جزیره که در آن تعداد کمی کالا تولید می‌شد و تنوع کالایی عملا معنی نداشت. به نظر شما زندگی افراد در یک دهه اخیر چقدر تفاوت کرده است؟ آیا افراد توانسته‌اند خودشان را به‌سرعتی که زمان سپری می‌شود، برسانند؟ این سوال را در خصوص تبلیغات نیز می‌توان پرسید. آیا تنوع کسب‌وکار و تولید کالاها باعث شده که افراد نیز سواد تبلیغاتی خود را بالا ببرند؟ کسب‌وکار شما چطور؟ با زمانه پیش‌ می‌رود؟ اگر پاسخ شما منفی است، پس حتما برای حل مشکلتان با ما تماس بگیرید تا راه‌های روانشناسی تبلیغات به شما بگوییم.

 

روانشناسی تبلیغات تجاری

روانشناسی تبلیغات

در این بخش درصدد بودیم در خصوص روانشناسی تبلیغات تجاری بیشتر بنویسیم. اما هرچقدر نوشته شود، جای خواندن یک منبع بسیار مهم و مفید را نمی‌گیرد. از این‌رو یک کتاب مهم به اسم «روانشناسی تبلیغات تجاری» اثر ماکس ساترلند را به شما معرفی می‌کنیم. این کتاب حاصل سال‌ها تلاش او در زمینه تجارت و تبلیغات است. او در این کتاب سعی داشت رمز و راز تاثیراتی که یک تبلیغ بر عموم مردم می‌گذارد، به زبان ساده بازگو کند.

اصولا بهترین کتاب‌ها در خصوص تبلیغات، آن‌هایی هستند که حاصل کار خودِ نویسنده در این حوزه باشد. ساترلند تحصیل خود را با مدیریت بازرگانی شروع کرد و در نهایت در ارشد و دکتری روانشناسی خواند. او که در استرالیا زندگی می‌کرد، برای دکتری به امریکا رفت و در دانشگاه ایالتی کنت تحصیلاتش را به‌پایان رساند.

او در کتابش نوشته که:«چگونگی ارزشیابی ما از یک نام تجاری، یک محصول و یا یک خدمت بستگی به نحوه ادراک ما از هر یک از آن‌ها دارد.» به باور او چارچوب تعیین کننده برای ارزشیابی یک مدیر یا مسئول از برندش از تجارت او سرچشمه می‌گیرد. به این معنا که باید در ابتدا دانست وقتی یک شخص آینده برند خود را متصور می‌شود، چه چیزی به ذهنش خطور می‌کند. آن‌چه که به ذهن او وارد می‌شود، می‌تواند مسیر تبلیغات را تغییر دهد یا مسیر جدیدی ایجاد کند.

نمونه‌های موفق روانشناسی تبلیغات

روانشناسی تبلیغات

وقتی از شما پرسیده می‌شود نمونه موفق یک تبلیغی را نام ببرید، چه چیزی در ذهنتان تداعی می‌شود؟ کدام تبلیغ را موثر می‌دانید؟ برای پاسخ به این سوال باید ببینید که پس از دیدن کدام تبلیغ به خرید آن کالا یا استفاده از آن خدمت ترغیب شدید. که این یعنی روانشناسی تبلیغات آن برند.

به‌عنوان مثال فروشگاهی برای افزایش فروشش، بنری نصب کرده و روی آن نوشته: «تخفیف ۵۰ درصدی فقط امروز». شما روز بعد و روزهای بعدی نیز از جلوی آن فروشگاه عبور کردید اما همچنان آن بنر وجود دارد.

این به چه معناست؟ فروشنده آن فروشگاه با نصب این بنر هر کسی که راهش به طرف آن فروشگاه خورده، برای خرید ترغیب می‌کند. شاید فکر کنید این کار حرفه‌ای نیست. اما به نظر می رسد از بعد روانشناسی بر رهگذران تاثیر گذاشته است.  در ادامه به معرفی برخی نمونه‌های موفق روانشناسی در تبلیغات می‌پردازیم.

  • اپل. تا پیش از اینکه استیو جابز، موسس اپل فوت کند، تمام رونمایی از مدل‌های جدید گوشی آیفون و محصولات دیگر شرکتش را شخصا انجام می‌داد. او معتقد بود امنیت و کیفیت در محصولاتش در هیچ محصول دیگری وجود ندارد. البته که همین ادعا باعث می‌شد که مردم برای خرید مدل‌های جدید آیفون یا آیپد صف بکشند. شاید برخی بگویند محصولی که خریدند کیفیت ندارد یا مدل‌های قدیمی‌تر بهتر است. اما تقریبا این یک درک همگانی و جهانی است که محصولات آیفون کلاس و ویژگی منحصر به‌فردی دارد.
  • Coming soon. بارها این جمله را جلوی در مغازه‌ها دیده‌اید. همین جمله می‌تواند کنجکاوی افراد را برانگیزد که فردا یا پس فردا نیز از آنجا رد شوند تا ببینند قرار است چه مغازه‌ای آن‌جا افتتاح شود. به این اثر «حس کنجکاوی» می‌گویند. حتی برخی برندها مانند سامسونگ و سونی نیز از این جملات برای افتتاح مغازه‌ها یا شعبه‌های جدید استفاده می‌کند.
  • بی ام دبلیو و بنز. این خودروها که ساخت کشور آلمان هستند، توانسته‌اند با شخصی‌سازی خودرو، توجه بسیاری از ماشین‌بازان را به خود جلب کنند. چرا که به‌خوبی می‌داند همه در پی شخصی‌سازی کالایی هستند که استفاده می‌کنند.

روانشناسی رنگ‌ها در تبلیغات

روانشناسی تبلیغات

چرا به رنگ‌ها در تبلیغات توجه داریم؟ رنگ‌های اهمیتی فرای تصور ما دارند و بخش مهمی از روانشناسی تبلیغات هستند. آیا تا به‌حال فکر کرده‌اید چرا رنگ تابلوهای خطر ترکیبی از قرمز و زرد است؟ یا چرا کوهنوردان لباس‌هایی با رنگ‌های سبز فسفری یا قرمز پررنگ تن‌شان می‌کنند؟

اگر روی یک میز سه بشقاب زرد، بنفش و آبی گذاشته شود، اول کدامیک به چشمتان می‌آید؟ بله زرد. معمولا رنگ‌های قرمز و زرد بیشتر در بیلبوردهای اتوبانی و خیابانی استفاده می‌شود تا بیننده در چند ثانیه آن‌را ببیند و بخواند و متوجه شود که کدام برند تبلیغش را این‌گونه درست کرده است.

لوگوهای تجاری نیز ‌مانند این الگو عمل می‌کنند. مثلا آتش‌نشانی و اورژانس تلفیقی از زرد و قرمز دارد. چراغ گردان پلیس رنگ قرمز هم دارد. همه این‌ها نشان‌د‌هنده اهمیت موضوع رنگ در تبلیغات است. حال چگونه می‌توان از این رنگ‌ها استفاده کرد؟ پاسخ شاید مسخره باشد اما درست و به‌جا.

اگر می‌خواهید کلاس رستوران‌تان را بالا برید، باید از وسایل شیک و رنگ‌های جذاب استفاده کنید. چرا که مغز می‌تواند بین محیط و رنگی که استفاده شده، ارتباط برقرار کند و اگر بی معنی یا اغراق در آن صورت گرفته باشد، آ‌ن را به‌زودی از یاد می‌برد.

جمع‌بندی

در این مقاله تلاش کردیم تا توضیح مفصلی در خصوص روانشناسی تبلیغات به شما ارائه کنیم. اگر همچنان سوالای برایتان بی‌پاسخ مانده است، با ما درباره آن صحبت کنید. همچنین اگر مقاله برای شما مفید بوده، می‌توانید لینک آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید. ویزیتل همراه شما در مسیر توسعه فردی و کسب‌وکار است. شما برای ما بنویسید. آیا تا به‌حال به روانشناسی تبلیغات فکر کرده‌اید؟ به نظر شما یک بازاریاب باید روانشناسی بداند؟

تیم محتوای ویزیتل، در تلاش است تا با ارائه‌ی بهترین و به‌روزترین محتواها در حوزه‌ی کسب و کار و سلامت، نیاز شما را برطرف کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *